سربازمعلمان

سرباز معلمان

سرباز معلمان جوابگوي نيازهاي آموزشي نيستند

 

رئيس اداره آموزش كميسيون ملي يونسكو در نخستین نشست کار گروه ملی آموزش برای همه با اعلام اين مطلب گفت: استفاده از سرباز معلمان با همه تلاش، تعهد و مسئوليتي كه در آنان وجود دارد كافي نيست چرا كه آنها  طبيعتا نمي‌توانند با يك يا 2ماه آموزش به درك و شناخت دانش‌آموزان، تدريس و تامين نيازهاي متنوع رواني، اجتماعي و آموزشي آنان نائل شوند.

دكتر زهرا بازرگان افزود: در بسياري از موارد سرباز معلمان با زبان و فرهنگ و سنت‌هاي محل اشتغال خود آشنايي كافي ندارند، روان‌شناسي كودك و روش‌هاي فعال و سازنده يادگيري را نمي‌دانند، وظيفه آنان پس از پايان اين دوره به اتمام مي‌رسد و هرگز از نتيجه كار خود مطلع نخواهند شد.

به گفته وي در بسياري از كشورها براي دوره ابتدايي و به ويژه در مناطق محروم از مجرب‌ترين معلمان استفاده مي‌شود و با تبعيض مثبت حداكثر كوشش به عمل مي‌آيد تا كمبودهاي كودكان در اين مناطق جبران شود، زيرا هرچه شدت محروميت بيشتر و نيازها متنوع‌تر باشد به معلمان حرفه‌اي و با صلاحيت، نياز بيشتري احساس مي‌شود.

وي با اشاره به عواملي كه به افت تحصيلي و ترك تحصيل مي‌انجامد و كارآيي نظام آموزشي به خصوص در مقطع پيش دبستاني و ابتدايي را به وقفه مي‌اندازد گفت: فضاي آموزشي نامطلوب و نازيبا، بي‌توجهي به جنبه‌هاي اجتماعي و اخلاقي آموزش و پرورش در مدرسه، روابط غيرصميمانه، مقررات سختگيرانه و كمبود برنامه‌ها و فعاليت‌هاي تفريحي، ورزشي و خلاق در مدرسه از جمله اين عوامل است.

وي افزود: اما مسئله افت تحصيلي كه خود را به صورت افت، مردودي و در نهايت ترك تحصيل نشان مي‌دهد، بخش قابل توجهي از دانش‌آموزان را حتي پيش از آنكه يك دوره آموزشي را به پايان برسانند، از چرخه نظام آموزشي خارج مي‌كند.

معایب بکارگیری سربازمعلمان درنظام آموزش وپرورش کشورمان

1-عدم آگاهی سرباز معلمان با فنون تدریس

2-عدم شناخت درمسائل روانشناسی وبرخورد بادانش آموزان

3-بوجودآوردن ضعفهای پایه ای یادگیری درفراگیران درمقاطع بالاتردردروسی مانند ریاضیات وادبیات فارسی

4-بی انگیزگی نسبت به درس وتحصیل دردانش آموزان

5-سربازمعلمان در ایجاد خلاقیت،کنجکاوی،تفکر،حل مشکلات و... دردانش آموزان مشکلات فراوان وقادربه بوجودآوردن آن نیستند.

6-درمناطق محروم که ازسرباز معلمان استفاده می گردد بخاطرپایین بودن سطح سواد واطلاعات والدین وبازدیدهای کم مسئولین ازعملکردوروشهای کاری آنها ونبود کلاسهای تقویتی وجبرانی برای رشد آموزشی موجب افت تحصیلی وضررهای زیاد آموزشی وپرورشی میگردند.

7-ایجاد الگوههای بد رفتاری در دانش آمزان

8-وخیلی ازموارد دیگر...........

تنها محاسن بکارگیری ازسربازمعلمان درسیستم تعلیم وتربیت کاهش هزینه مالی دردادن حقوق ومسکن موقت دردکمبودات آموزش وپرورش است. که نسلی  ما بااین بی برنامه ریزی وسازماندهی نابسامان تلف وازبین می بریم که درآینده خسارات جبران ناپذیری در جامعه چه به لحاظ علمی وچه به لحاظ تربیتی وپرورشی شاهد خواهیم بود وزیربنای تمامی عدم رشد در دستگاههای  دولتی وعدم پیشرفت جامعه می گردیم.

لااقل سعی کنیم درانتخاب سرباز معلمان افراد آگاه ،باداشتن مدارک کاردانی به بالا نه اینکه دیپلمه که خود چند ماه پیش دانش آموز بوده وازهمه جای تحصیلات بازمانده ونتوانسته وارد دانشگاه گردد وباضعیف ترین گزینش بعنوان شغل انبیا  بکارگیریم. دوره های فراوانی جهت ارتقاء سطح معلوماتی، فنون وروشهای تدریس،روشهای یاددهی،مسائل روانشناسی ورفتار بادانش آموزان ودیگر دورههای ضمن خدمت طول سال وفصل تابستان برگزارنماییم.

 

 

شورای معلمان درمدرسه

نگاهی به جلسات شورای معلمان

از مؤثرترین شیوه های برقراری روابط انسانی در سازمان ها مخصوصا سازمان های آموزشی مانند مدرسه "مشارکت" است . "مشارکت یعنی مجموعه اقداماتی که میزان نفوذ و مسئولیت کارکنان (معلمان ، دانش آموزان و اولیاء) را در فرایند تصمیم گیری ، از طریق تفویض اختیار در سطوح مختلف ، افزایش دهد و نوعی حس مالکیت و تعلق را در افرادی که به شکلی با سازمان مربوط هستند بوجود آورد ."1

معلمین (بالاخص در علوم پایه) در بسیاری از استانها بیش از هشت ساعت از ساعات روز خود را در مدرسه بسر می برند به همین دلیل بیشترین نیرو و انرژی را در آنجا صرف می کنند . با این وضع معلم خود را عضوی متعلق و مؤثر می داند ، لذا هر کس دوست دارد که درمدرسه صاحب نظر باشد و در تصمیم گیریها و سازندگی آن سهیم باشد .

یقینا هر مدیر مشارکت جو نیز می داند هر چه تصمیم ها با فکر و مشارکت افراد بیشتری گرفته شود از قوت ، استحکام و درستی بالاتری برخوردار می باشد . موضوعات و مسائلی که به نظر و رأی همگان گذاشته می شود ، اشتباهات کمتری دارد و به نسبت دخالت آرا و اندیشه دیگران ، دقیق تر و همه جانبه تر خواهد بود . از دید گاه اسلام نیز شورا ، اساس کار و سیاست مدیریت و رهبری است . آنجا که رسول رحیم اسلام دستور داشت در انجام امور با مؤمنان به مشورت بپردازد .

"و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ، ان الله یحب المتوکلین"2 یعنی با مردم در امور یا کارها مشورت کن و آنگاه که تصمیم گرفتی به خدا توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد . یا قرآن کریم می فرماید :

 "انلزمکموها و انتم لها کارهون"3 آیا من شما را در حالی که اکراه دارید مجبور به انجام کاری می کنم ؟ معنی سخن پیامبر این است که آن حضرت نظر و رضایت افراد را در امور در نظر می گرفتند و کسی را به زور وادار به کاری نمی کردند . یا اختصاص سوره ای از قرآن با عنوان "شورا" ناشی از اهمیت مشورت در اسلام است .

جلسات شوراها بطور اعم کانون بررسی نظرات، ایده ها و عقاید است و شورای آموزشی مظهر و محل اتخاذ تصمیمات گروهی است که حس مسئولیت پذیری ، مشارکت ، عضویت و تعلق فرد را به گروه تقویت می کند . همچنین شورا نمادی از رهبری ، تدبیر ، آزاد اندیشی و احترام به کرامت انسانی از سوی مدیر است .

بدین ترتیب مدیران می توانند با تکیه بر اصول ، شورا های مدارس را تقویت کرده کارها و تصمیمات خود را بر پایه مشورت استوار سازند . مدیریت مبتنی بر مشارکت جویی می تواند مدرسه را در وصول به اهداف آموزشی و تربیتی یاری      رساند . تلاش جهت جلب مشارکت فکری و عملی معلمان در برنامه ریزی مدیران خصوصا در سالهای اخیر مشهود است لیکن نکاتی از عوامل تأثیرگذار بر تشکیل شورای معلمان می توان یافت که از سوی صاحب نظران و مدیران مجرب قابل تأمل و بررسی بیشتر می باشد .

 زمان :

زمان مناسب ، زمانی است که بتوان بیشترین بهره را از نیرو و انرژی افراد در راستای اهداف جلسه بدست آورد . شرایطی که افراد خسته نباشند یا کارها و مسئولیتهای دیگر آنها با شورا تداخلی نداشته باشد .

معمولا تمام طول هفته به کلاس و درس و برنامه های اجرایی مدرسه اختصاص دارد و زمان یا ساعت معینی برای جلسات شورا پیش بینی نشده به همین دلیل، مدیران جدی و علاقمند نیز نمیتوانند برنامه ریزی دقیقی برای شوراهای خود داشته باشند . اگر مدیران خواسته باشند جلسات را در ساعات رسمی مدرسه قرار دهند دانش آموزان بلاتکلیف و سر گردان می شوند و معمولا مصلحت نمی دانند که آنها را به حال خود رها سازند . تعطیل کردن مدرسه نیز خود مشکلات دیگری از قبیل بی نظمی در رفت و آمد ، نبودن اولیا، در منزل و غیره را در بر دارد . از طرف دیگر اگر شورا در ساعات غیر رسمی و خارج از ساعات کلاس تشکیل شود به دلیل اینکه معلمان خسته و کم حوصله هستند و عده ای از آنها نیز در بیرون از مدرسه گرفتاریهایی دارند ، اجبارا نمی توانند درمدرسه بمانند ، در نتیجه کار شورا مختل می شود .

اعمال سلایق مدیران در زمان برگزاری شورای معلمان در شیوه ی اجرا و عمل به دستورالعمل ها به صورت متفاوت ، موجب شده  که در اثر بخشی تشکیل شورای معلمان در رسیدن به اهداف مورد نظر جای تأمل وجود داشته باشد .

به هر تقدیر ، نظر به اهمیت و ضرورت شورای آموزشی و تربیتی معلمان پیشنهاد می شود برنامه ریزان و سیاستگزاران وزارت متبوع در این امر مهم و حیاتی دقت نظر بیشتری به خرج داده و تشکیل جلسات را همان طور که جزء وظایف رسمی قرار داده اند ، به همین تربیت شرکت در جلسات شورا را با ایجاد زمینه های لازم از وظایف و مسئولیتها ی رسمی معلمان و دبیران به حساب آورند . مثلا شورای معلمان ماهی یک بار در برنامه هفتگی گنجانده شود . بدین ترتیب که با تنظیم برنامه و تغییراتی در ساعات مدرسه و کلاسها  (تقسیم ساعات درسی آن روز) ، زمانی را به تشکیل شورای معلمان اختصاص دهند . در این صورت لازم است جدول زمانبندی تشکیل جلسات به اطلاع اولیاء و اداره متبوع رسانده شود . یا منظور کردن ساعت اضافه جهت حضور معلمان در جلسات خارج از وقت رسمی برای دبیران، خصوصا مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی . (حداکثر 2 ساعت در ماه )

 مکان :

 یکی از عواملی که می تواند در ایجاد زمینه مناسب تشکیل شورا مؤثر باشد مکان برگزاری جلسات شورا است . معمولا کتابخانه یا اتاق دیگری که دارای ظاهری مطبوع و آرام باشد برای تشکیل جلسات ، مکانی مناسب است . از آنجا که شرکت در بحث و تبادل نظر معلمان مورد نظر است باید ترتیبی داد که بتوانند یکدیگر را در موقع تشکیل جلسه شورا   ببینند . بهترین سبک ، دور هم نشستن است بطوریکه هیچیک از اعضای شورا اعم از معلم یا مدیر مجزا و دور نباشند . شکل ظاهری باید نشانی از وحدت و یگانگی باشد .

 نحوه اداره جلسات:

 با توجه به اینکه موفقیت و پیشرفت جلسات تا حد زیادی بستگی به مهارتی دارد که در اداره کردن جلسه بکار برده می شود لازم است مدیر یا یکی از اعضاء (با توجه به توانایی و مهارت) رئیس شورای معلمان شود . 

 وظایف رئیس شورا 4:

   1. فراهم کردن محیطی آرام و دور از قیود اداری ، درعین حال آماده برای کار جدی

    2. بهره گیری از روشهای دوستانه و ابراز خوشایندی از شرکت اعضای

    3. بیان دستور جلسه و تذکرات و توضیحات لازم

    4. ایجاد فرصت اظهار نظرکردن برای همه اعضای شورا ، و جلوگیری ازتسلط عده ای معین برشورای معلمان 

    5. هدایت صحیح جریان مذاکره و بحث پیرامون موضوع و دستور جلسه .

    6. روشن کردن مفهوم و مقصود پرسشها یا برخی از مطالب طولانی که باعث رکود بحث و مذاکره  شود .

    7. بیان صریح مسایلی که باید در مورد آن تصمیم گرفت و جلب نظرات موافق یا مخالف اعضای شورا

    8. جمع بندی مباحثات ونتیجه گیری از مذاکرات

    9. مشخص نمودن تصمیمات و مسئول پی گیری مصوبه ها

   10. مراقبت بر ثبت نظرات و مصوبه های جلسه

   11. ایجاد فرصت برای استراحت و رفع خستگی

 موارد قابل طرح درجلسه شورا 5 :

   1. آشنایی با روشهای تدریس معلمان

    2. معرفی کتابها ، مجلات و نشریه های جدید

    3. سخنرانی صاحبنظران و مقامات علمی و اداری آموزش و پرورش

    4. نمایش فیلم های آموزشی و تربیتی 

    5. رسیدگی به مسائل و موضوعات بر حسب شرایط و نیازهای خاص آموزشگاه

و به نظر میرسد :

    6. آشنایی با آخرین دستورالعملها و بخشنامه های ارسالی اداره متبوع 

    7. تصمیم گیری در موارد خاصی که طبق آئین نامه اجرائی به عهده شورا است

    8. مطالب یا مصوبه هایی که در جلسات "انجمن اولیاء و مربیان" و "شورای دانش آموزی" ارائه و اتخاذ شده و لازم است جهت بررسی توسط نماینده شورا یا اعضای انجمن به اطلاع دبیران رسانده و تصمیمات مشترک اتخاذ گردد .

    9. بررسی علل افت تحصیلی دانش آموزان و برنامه ریزی برای رفع آن

   10. تعیین میزان و چگونگی تکالیف درسی دانش آموزان در اوقات فراغت

و.

 علل رکود جلسات شورای معلمان 6:

    1. عدم باور برخی از مدیران به تأثیر شورا

    2. عدم برنامه ریزی و کم محتوائی جلسات (نداشتن دستور جلسه و آماده نبودن مدیر)

    3. عدم اداره صحیح و مؤثر جلسات

    4. عدم رعایت نظم و انضباط از سوی برخی از مدیران 

    5. مناسب نبودن زمان و مکان برگزاری جلسه  

    6. عدم ارائه گزارش از اقدامات انجام شده و نتایج بدست آمده در جلسات شورا

    7. عدم توجه به توانایی معلمان و متکلم الوحده بودن مدیر

    8. عدم وجود وسایل پذیرایی و جاذبه های لازم برای تشکیل و ادامه جلسات

و می توان اضافه نمود که :

   1. عدم باور بعضی از معلمان به تأثیر حضور آنان در جلسات 

   2. عدم وجود انگیزه و رغبت کافی در معلمان برای شرکت در جلسات

   3. مشغله معلمان به دلایل مختلف اقتصادی

   4. عدم نظارت لازم از سوی ادارات در خصوص تشکیل و کیفیت جلسات

   5. عدم نتیجه گیری محسوس از تصمیمات جلسات در روند آموزش و پرورش آموزشگاه

   6. عدم تمایل به کار گروهی و گرایش به فرد گرایی در مدارس

 پیشنهاداتی در کیفیت بخشی جلسات شورا :

 ماریون هینز7 در رابطه با افزایش اثر بخشی جلسات و ثمر بخش کردن آنها پیشنهادات زیر را ارائه می دهد :

    1. شرکت کنندگان در جلسات فرصت داشته باشند که در تهیه دستور جلسات شرکت کنند .

    2. تسهیلات لازم و کافی و راحت پیش بینی شود .

    3. زمان و مکان مناسب انتخاب شود .

    4. افراد فرصت بیان نقطه نظرات خود را داشته باشند .

    5. نظر افراد در تصمیمات ملحوظ شود .

    6. از وسایل سمعی و بصری مناسب استفاده شود . 

 از نظر دکتر سید محمد میرکمالی8

رعایت نکات زیر در بهره گیری درست از جلسات و شوراهای آموزشی اثر چشمگیری در فرایند تشکیل جلسات دارد :

   1. اگر مطمئن هستید که به اندازه کافی برای بحث و اداره جلسه موضوع و مطلب دارید جلسه را تشکیل دهید .

     2. بدانید که آمادگیهای قبل از تشکیل جلسه کمتر از خود جلسه نیست .

     3. در نظرگرفتن ویژگیها و آمادگیهای شرکت کنندگان شرط لازم تشکیل جلسه است . 

     4. برای همه شرکت کنندگان جهت اظهارنظر فرصت مساوی قائل شوید .

     5. همدلی و همکاری شرکت کنندگان از شرایط اثر بخش جلسات است .

     6. سعی کنید بی طرف باشید . از قدرت خود برای تحت الشعاع قرار دادن جلسه و اظهار نظر ها استفاده نکنید .

     7. به شرکت کنندگان طوری آزادی بدهید که بتوانند آزادانه و به طور شفاف نظرات خود را بیان کنند.

     8. در صورتجلسه یا گزارش تنظیمی همه موارد تصمیم گرفته شده را بگنجانید .

     9. از روشهای برانگیزنده دراداره جلسه استفاده کنید .

     10. در صورت امکان و برحسب اقتضای جلسه ، به بعضی از افراد مسئولیتهائی برای بررسی یک موضوع و ارائه گزارش محول کنید .

     11. در بحث ها ، ارائه اطلاعات و نتیجه گیری از روش حل مسأله استفاده کنید .

     12. تا می توانید از اسناد ، مدارک ، فیلم ، چارت و نظایر آن استفاده کنید .

     13. بدانید که پی گیری اجرای تصمیمات ،جزو جدائی ناپذیر اداره جلسات است .

 راهکارهایی که در این راستا می تواند مؤثر باشد :

    1. بهسازی نگرش مدیران نسبت به اهمیت مشارکت و نقش مثبت آن در سازمان

    2. بهسازی نگرش کارکنان و معلمان نسبت به نقش مؤثر آنان در فرآیند تصمیم سازی و تصمیم گیری

    3. آموزش مدیران و ایجاد تقویت مهارت های روابط انسانی

    4. آموزش تئوری و کارگاهی برای مدیران و معلمان درجهت فعال سازی جلسات

    5. در نظر گرفتن زمان و مکان مناسب

    6. شرکت مدیران رده های بالا در جلسات و نظارت بر کیفیت جلسات

    7. پی گیری مصوبه های جلسات و باز خورد مناسب و اطلاع رسانی از نتایج اقدامات صورت گرفته

    8. گنجانیدن شاخص هایی در فرم ارزشیابی مدیران و معلمان

    9. تقدیر از معلمان و مدیران مشارکت جو و فعال در جلسات شورا ، مدیران و هفته گرامیداشت مقام معلم

    10. جلب مشارکت کارکنان با توجه به نیاز ها و احساسات همکاران و بیان عواطف و احساسات مثبت و مؤثر نسبت به عملکرد آنان

و . . .

نتیجه اینکه  :

مشارکت فرآیندی است که از مناظر فلسفی ، اجتماعی ، مدیریت و روانشناسی دارای پشتوانه های قوی اعم از نظری ، عملی و تجربی می باشد .

 هر چند برای فراگیری ، تعمیق و مطلوبیت "مشارکت" به خصوص در دهه های اخیر در کلیه ی سازمان ها و سطوح مختلف جامعه ، حرکت های مؤثری شده است لیک در آموزش و پرورش تا حد انتظار ، خلاء و فاصله هایی وجود دارد که نیاز به اقدامات مؤثر و مطلوبتری می باشد . انرژی فکری و معنوی نهفته در خیل عظیم معلمـان و اعتقاد ما به این باور ، ایجـاب می کند که در به کارگیری و استفاده بهینه از آن ، در زیر ساخت های توسعه ، تا نهادینه شدن مشـارکـــــت "شورای معلمان" برنامه های کار آمد و اثر بخش با سطوح بالا تدارک و به مورد اجرا گذاشته شود .

 

انواع روشهای تدریس

الگــــوي تدريس چيست؟

الگو، معمولاً به نمونه کوچکي از يک شيء يا به مجموعه اي از اشياي بيشمار گفته مي شود که ويژگيهاي مهم و اصلي آن شيء بزرگ يا اشياء را داشته باشد. الگوي تدريس، چهارچوب ويژه اي است که عناصر مهم تدريس در درون آن قابل مطالعه است. انتخاب يک الگوي تدريس، بستگي به نوع آگاهي معلم از فلسفه و نگرشهاي تعليم و تربيت خواهد داشت. تدريس يک فرآيند است و فعاليتي است که در داخل يک الگو صورت مي پذيرد، الگوهاي تدريس متعددي توسط صاحبنظران معرفي شده اند که به مهمترين آنها اشاره خواهيم کرد. 

 الگـــوي عمـــومي تدريس (general teaching model)

اين الگو، توسط "رابرت گليزر" در سال 1961 مطرح شد که در 1971 توسط "راجرز" و "رابينسون" بسط داده شد. در اين الگو، فرآيند تدريس به پنج مرحله تقسيم مي شود:

۱) تعيين هدفهاي تدريس و هدفهاي رفتاري:

معلم بايد هدفهاي تدريس خود را به صورتي عيني و قابل اندازه گيري تعريف و مشخص کند.

 2) تعيين رفتار ورودي و ارزشيابـــي تشخيصــي:

اصطلاح رفتار ورودي در اينجا منعکس کننده کليه يادگيريهاي گذشته فراگيران، تواناييهاي عقلي، وضع انگيزشي و برخي عوامل اجتماعي و اقتصادي مؤثر در يادگيري و ميزان رشد آنان است.

3 ) تعيين شيوه ها و وسايل تدريس:

در اين مرحله معلم با آگاهي از شرايط و موقعيت آموزشي يکي از روشها مانند روش سخنراني، آزمايشي، آموزش انفرادي و ... را انتخاب کند و وسايل تدريسي را نيز با توجه به مفاهيم و شرايط و ويژگيهاي فراگيران را برگزيند.

4 ) سازماندهــــي شرايط و موقعيت آموزشـــي:

معلم بايد قادر باشد که با ابتکار و خلاقيت، حداکثر استفاده از امکانات موجود، در امر تدريس و تحقق اهداف آموزشي را ببرد.

5) ارزشيابـــي و سنجش عملکرد:

معلم در اين مرحله علاوه بر ارزشيابي هاي معمولي مي تواند عملکرد شاگردان را در موقعيتهاي متعدد، مانند انجام دادن پروژه، شرکت در فعاليتهاي آموزشي و ... را ارزيابي کند و در صورت عدم موفقيت با توجه به نتايج ارزشيابي به ترميم و اصلاح مراحل قبلي الگو اقدام کند. 

 تعــــريف روشهـــاي تدريس

از مراحل مهم طراحي آموزشي، انتخاب روش تدريس است. معلم بعد از انتخاب محتوي و قبل از تعيين وسيله، بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب کند. به مجموعه تدابير منظمي که براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امکانات اتخاذ مي شود "روش تدريس" گويند.

 انـــواع روشهـــاي تدريس

روش نمايشــي ( نمايش علمــي ) / روش آزمايشــي (آزمايشگاهي)

اين روش بر مشاهده و ديدن استوار است. افراد مهارتهاي خاصي را از طريق ديدن فرا مي گيرند. بعنوان مثال معلم در کلاس درس تصميم دارد کار کردن با يک وسيله را به دانش آموزان ياد دهد که از طريق اين روش مي تواند عمل کند. مهمترين حسن اين روش، به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي در آموزش است و بيشتر براي درسهايي که جنبه عملي و فني دارند کاربرد دارد.

 مـــراحل اجــراي روش نمايشـــي 

1- مـــــرحله آمــادگـــي:

معلم بايد هدف از تدريس را دقيقاً مشخص کند و امکانات لازم را از قبل فراهم نمايد و از سالم بودن آن ابزار اطمينان حاصل کند. 

2 - مـــرحله توضيح:

معلم قبل از انجام تدريس، بايد اهداف تعيين شده را براي شاگردان به وضوح بيان کند، نحوه و علت انجام دادن عمل را توضيح دهد و سوالاتي را که انتظار دارد شاگردان در پايان تدريس، پاسخ دهند را مطرح کند که باعث جلب توجه شاگردان شود. 

 3- مــــرحله نمايشــــي:

معلم بايد روش صحيح کار و مراحل آن را به نمايش بگذارد و بعنوان مثال فرآيند کار يک موتور ديزل را به دانش آموزان توضيح دهد. 

4 - مــــرحله آزمـــايش و سنجش:

بعد از احراي مراحل بالا، معلم بايد از دانش آموزان بازخورد دريافت کند تا متوجه شود که دانش آموزان موضوع را فهميده اند يا نه ( مهارت لازم را کسب کرده اند يا نه؟) و در صورت بروز مشکل، معلم نقايص را برطرف نمايد که با پرسشهاي کتبي يا شفاهي مي تواند به اين موضوع دست يابد. 

 محاســن و محدوديتهاي روش نمايشــــــي

از محاسن اين روش مي توان از به کارگيري اشياي حقيقي و واقعي نام برد. اين روش، در مدارس فني که اغلب با ماشين آلات سر و کار دارند، و وسايل کار بسيار محدود است، روش مناسبي است. اما با توجه به اين که شاگردان نمي توانند از راه تجارب مستقيم و از راه عمل و تمرين و تکرار، مهارت لازم را کسب کنند، يادگيري از کيفيت چندان مطلوبي برخوردار نخواهد بود. 

 روش آزمايشـــي (آزمايشگاهي)

اساس اين روش بر اصول يادگيري اکتشافي استوار است. در اين روش، موقعيت و شرايطي فراهم مي شود تا شاگردان خود از طريق آزمايش به پژوهش بپردازند و جواب مسأله را کشف کنند. اين روش، فعاليتي است که در جريان آن، شاگردان عملاً با به کاربردن وسايل و تجهيزات و مواد خاص درباره مفهومي خاص تجربه کسب مي کنند. براي موضوعات علوم تجربي روش بسيار مناسبي است ولي در روانشناسي و ساير علوم انساني نيز از آن استفاده مي شود. اين روش مي تواند کيفيت يادگيري را افزايش دهد. براي ارضاي حس کنجکاوي و تقويت نيروي اکتشاف و اختراع و پرورش تفکر انتقادي فراگيران بسيار مفيد است و اعتماد به نفس و رضايت خاطر را در دانش آموزان ايجاد مي کند. نقش معلم در اين روش، هدايت شاگردان و نظارت بر کار آنهاست. با توجه به اينکه انجام بعضي از آزمايشها خطرناک است بايد در ابتدا آن آزمايش توسط معلم با دقت صورت گيرد و سپس دانش آموزان

            در حضور معلم به آزمايش بپردازند با اين حال، رعايت موارد ذيل مي تواند مفيد باشد:

1- وسايل و ابزار آزمايش قبل از تدريس فراهم و سازماندهي شود.

2- قبل از آزمايش، براي اطمينان و گرفتن نتيجه مطلوب، آزمايش به صورت تمريني انجام شود.

3- هنگام آزمايش، وسايل موردنياز روي جعبه آزمايش قرار داده شود.

4- براي جلوگيري از انحراف توجه شاگردان، وسايل اضافي، در داخل جعبه آزمايش گذاشته شود.

5- قبل از آزمايش به وسيله پرسش، توجه شاگردان به جريان آزمايش جلب شود.

 6- آزمايش به گونه اي انجام شود که همه شاگردان براحتي بتوانند آنرا ببينند.

7- در ضن آزمايش، از ساير روشها، مثلاً روش سخنراني نيز استفاده شود. 

 محاســـن و محدوديتـــهاي روش آزمايشــــي

الف) محـــاسن

1- چون يادگيري از طريق تجارب مستقيم حاصل شده است، يادگيري با ثبات تر و موثرتر خواهد بود.

2- شاگردان علاوه بر دست يافتن به هدفهاي آموزشي، روش آزمايش کردن را نيز ياد مي گيرند.

3- در شاگردان انگيزه مطالعه و تحقيق را تقويت مي کند.

4- حس کنجکاوي شاگردان را ارضا مي کند و به آنها اعتماد به نفس مي دهد.

5- نيروي اکتشاف، اختراع، و تفکر علمي را در شاگردان تقويت مي کند.

6- اين روش، فعاليتهاي آزمايشي را براي فراگيران جالب و شيرين مي کند، و در نتيجه آنان را کمتر خسته و بي حوصله مي کند. 

 ب) محدوديتهــــا

1- احتياج به وسايل و امکانات فراوان دارد، لذا در مقايسه با ساير روشهاي تدريس از نظر اقتصادي گران تمام مي شود.

2- به معلمان آگاه و مجرب که خود با روش آزمايشي آشنايي داشته باشند، نياز دارد.

3- نسبت به ساير روشها ممکن است اطلاعات و معلومات کمتري در اختيار شاگردان قرار دهد، و دامنه لغات و مفاهيم آنان را تقويت نکند.

4- در صورت عدم کنترل، ممکن است به صورت غلط اجرا شود، و اين روش غلط در رفتار شاگردان تثبيت گردد. 

 در روش آزمايشگاهي معلم براي هرچه بهتر کردن اين روش بايد نکات زير را رعايت کند:

- گروه بندي شاگردان بر اساس امکانات و تعداد شاگردان

- تعيين وظايف اعضاي شاگردان هر گروه و مراحل فعاليت

- انجام روش صحيح آزمايش براي شاگردان

- تقسيم بندي وسايل موجود در آزمايشگاه برحسب نياز هر گروه

- رعايت نکات ايمني

- ارائه گزارش از شاگردان در مورد آزمايشهاي صورت گرفته 

 روش بحث گـــــروهـــــــي

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص که موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث است. اين روش براي کلاسهايي قابل اجراست که جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي، روشي است که به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل هستند بيان کنند.

 چه دروس و موضوع هايي را مي توان با روش بحث گــــروهي تدريس کرد؟

1- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.

2- فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند.

3- موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.

 (در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.) موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند. درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ... معلم بايد تا حد امکان مفيد را نيز به فراگيران معرفي کند و به هر يک از آنها يک منبع ارائه کند تا در بحث گروهي، ديدگاههاي مختلف مطرح شود و اين موضوع به توانايي علمي و مفني معلم برمي گردد. به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود. 

 در چه موقعيتي و براي چه هدفي مي توان از روش بحث گروهي استفاده کرد؟

1- ايجاد علاقه و آگاهي مشترک در زمينه خاص

2- ايجاد و پرورش تفکر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجربه و تحليل بپردازد.)

3- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع (بيشتر دانش آموزان از اين که در کلاس اظهارنظر کنند، مي ترسند.)

4- تقويت توانايي انتقاد پذيري ( به شرطي که انتقادگري به معناي عيبجويي و ايراد گرفتن نباشد.)

5- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يک نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود که وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)

6- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اکثر دانش آموزان فعال هستند، ساکت نمي نشينند.)

7- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري

8- آشنايي با روش کسب اطلاعات و حل مسايل

9- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي 

 مــــراحل اجــــــراي روش بحث گـــروهي

مــرحله اول: آمادگــي و برنامه ريزي

1- انتخاب مــــوضوع :

موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.

2 - فراهم کردن زمينه هاي مشترک:

قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.

3 - تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:

ترتيب قرار گرفتن و نشستن فـــراگيران، در نوع ارتباط موثر است.

رهبـــر گروه، شاگردان، شخص مهمان، ناظــر يا ارزياب. 

 مـــــرحله دوم: روش اجــــراي بحث گـــــــــروهي

1- وظايف معلم در روش بحث گــروهي

الف: فراهم کردن امکانات

ب: شرکت در بحث: معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.

ج: کنترل و هدايت بحث 

 2- وظايف شاگـــردان در جريان بحث گـــــروهي

معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود. 

 محاســـن و محدوديتهاي روش بحث گــــروهي

الف) محـــاسن

·         سهيم شدن در عقايد و تجربيات يکديگر (دانش آموزان)

·         تقويت حس همکاري و احساس دوستي

·         ارزيابي افراد از خود

·         تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي

·         تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران

·         تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افکار 

 ب) محدوديتهــــا

·         اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.

·         براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.

·         روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.

 الگـــــوي حل مسأله (problem-solving model)

در اين الگو، شاگردان با بهره گيري از تجارب و دانسته هاي پيشين خود، درباره رويدادهاي محيط خود مي انديشند تا مشکلي را که با آن مواجه شده اند به نحو قابل قبولي حل کنند.

 ويــــژگيهــــاي الگـــــــوي حل مســـــأله:

1ـ مــراحل اجرا در الگوي مسأله:

الف) طــــــرح مســـأله يا بازنمايــــي مشکل:

مسأله را از راههاي مختلف مي توان در ذهن شاگردان ايجاد کرد. قبل از طرح مسأله بايد به خصوصيات فراگيران نظير سن، ميزان تحصيلات، رشد ذهني و عاطفي، ويژگيهاي فرهنگي، شرايط اجتماعي و اقتصادي و ... توجه کرد.

 ب) جمـــع آوري اطلاعـــات:

منابع گردآوري اطلاعات بايد از نظر علمي معتبر باشند و اطلاعات جمع آوري شده بايد با توجه به معيارهاي صحيح وعلمي طبقه بندي شوند.

 ج) ساختن فــــرضيه:

منظور از فرضيه سازي، پيش بيني راه حلهاي احتمالي و حدسي براي حل مسأله است. شاگرد براي ساختن فرضيه ناگزير است به تفکر بپردازد و براي حل مسأله چندين راه را برمي گزيند.

 د) آزمـــــايش فــــــرضيه:

فرضيه، حدسي است که براساس اطلاعات پيشين و شواهد موجود، در برخورد با دنياي خارج، در ذهن شاگرد شکل مي گيرد.

 ه) نتيجه گيـــــري، تعميــــم و کاربـــــرد:

فرآيند حل مسأله، بايد به نتيجه منتهي شود. بدون نتيجه گيري مسأله حل نخواهد شد. 

 2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي حل مسأله:

معلم نقش راهنما را در فرآيند تدريس بازي مي کند. روش کسب اطلاعات را به شاگردان مي آموزد. در اين الگو علاقه و رغبت و توانايي همواره مورد توجه است و محتوي آموزشي از پيش تعيين شده نيست. در آموزش از انگيزه هاي دروني استفاده مي شود. شاگردان دائماً با معلم در ارتباطند. 

3 - روابط ميان گـــــروهي در الگـــــوي حل مسأله:

در اين الگو، همه شاگردان با معلم در ارتباطند. ارتباط دو جانبه است: گاهي به صورت فردي و گاهي به صورت جمعي نقش معلم، نقش مشاور و راهنماست. ارتباط اعضاي کلاس براساس احترام و محبت متقابل است. 

4 - منابع و موقعيت در الگـــــوي حل مسأله:

عواملي چون معلم، کتاب درسي، کتابخانه، فيلم، موزه و ... مي توانند منبع دريافت اطلاعات باشند. فعاليتهاي آموزشي منحصر به کلاس درس نيست. 

 محاســـن و محدوديتــــهاي الگــــوي حل مســــأله:

در اين الگو، شاگرد فعال است، احساس مسئوليت بيشتري مي کند، هنگام موفقيت يا شکست، خود را مسئول مي داند نه معلم را، رشد شاگرد هدف اصلي است. روح پژوهش و انتقادگري را پرورش مي دهد و شاگرد فردي خلاق و نوآور خواهد بود.

 در مــــورد محدوديتها مي توان به:

اين الگو به معلمان قوي و باتجربه و پژوهشگر نياز دارد. امکانات فراواني را مي طلبد. تعداد شاگردان در هر کلاس محدود است و بطورکلي تعداد شاگردان، در هر کلاس نبايد از 20 نفر تجاوز کند.

 الگـــــوي پيش سازمان دهنده (preadvance-organizer model)

"پيش سازمان دهنده" يک مطلب يا مفهوم کلي است که در مقدمه تدريس مي آيد تا مبحثي را که به شاگردان ارائه داده مي شود با مباحث پيشين همان درس مربوط سازد و پايه اي براي ارتباط مفاهيم جديد با پيشين شود. در اين الگو، معمولاً مطالب از کلي به جزئي مورد بررسي قرار مي گيرد.

 ساخت شناختــــي چيست؟

مجموعه اطلاعات و مفاهيمي که در زمينه يک رشته درس در ذهن فرد به وجود مي آيد، "ساخت شناختي" او را از آن مجموعه دانش تشکيل مي دهد. مثلاًٌ مفاهيم درس فيزيک که از قبل در ذهن دانش آموز به وجود آمده است، بر روي هم ساخت شناختي او را در علم فيزيک تشکيل مي دهد. 

 يادگيـــــري معنـــــــــادار چيست؟

به آن نوع يادگيري گفته مي شود که مفاهيم جديد، ريشه در مفاهيم گذشته فرد داشته باشد و براساس آن بنا شود.

 ويژگيهـــــاي الگـــوي پيش سازمان دهنده:

1- مــــراحل اجـــراي الگـــوي پيش سازمان دهنده:

در ابتدا پيش سازمان دهنده ارائه مي شود که بايد از مطالب درس جديد کلي تر باشد سپس معلم به ارائه مطالب و مفاهيم درس جديد مي پردازد و در آخر کار براي تفهيم بيشتر مطالب جديد بايد مثالها و نمونه هايي ارائه مي دهد.

 

2- چگونگي کنش و واکنش معلم نسبت به شاگردان در الگوي پيش سازمان دهنده:

در اين الگو معلم نقش انتقال و ارائه کننده مفاهيم درس را دارد و شاگردان، دريافت کننده و پذيرنده مطلب درسي هستند. براي اثر بخشيدن به اين الگو، مهمترين نکته اين است که معلم بايد براي ارائه مطالب درسي، مناسبترين پيش سازمان دهنده را انتخاب کند. جهت ارتباط، هميشه از طرف شاگرد يا شاگردان است. 

 

3- مــــاهيت روابط ميان گــــــروهي:

در اين الگو، معلم با فرد فرد دانش آموزان يا با کل آنها ارتباط پيدا مي کند ولي اين ارتباط يک طرفه است يعني شاگردان معمولاً با او و با يکديگر ارتباط ندارند و در واقع معلم بر کلاس مسلط است. براي افزايش روابط ميان گروهي در اين الگو، معلم مي تواند با طرح پرسشهاي راهنمايي کننده، فراگيران را به شرکت در بحثهاي کلاس علاقه مند کنند. 

 

4- شـــرايط و منابع لازم در الگــــوي پيش سازمان دهنده:

در اين الگو، معلم و کتاب و کلاس درس فقط منابع و شرايط آموزشي هستند. در اين الگو معلم بايد بتواند مطالب کلي را از جزئي تميز دهد. بايد سخنران خوبي باشد، به فراگيران فرصت دهد تا در فرآيند آموزشي شرکت جويند. معلم در هر موقعيت آموزشي، يکي از منابع متعدد اطلاعات است و ساير منابع از جمله ابزارهاي آموزشي، به شاگردان امکان مي دهند تا به مطالب درسي از زاويه هاي مختلف نگاه کنند.  

 محاسن و محدوديتهاي الگــوي پيش سازمان دهنده:

الگوي پيش سازمان دهنده، الگوي مناسبي براي دروس نظري است و مناسب براي نظامهاي آموزشي فقير مي باشد. در اين الگو از يک زمان آموزشي محدود مي توان حداکثر استفاده را کرد. از اتلاف وقت جلوگيري مي شود. مفاهيم، بطور منظم در ساخت شناختي شاگردان جاي مي گيرد.

 از محـــدوديتهاي آن مي توان به:

در اين الگو تمام تصميمات توسط معلم گرفته مي شود به نيازها و علايق و تواناييهاي شاگردان کمتر توجه مي شود، محتوا با زندگي واقعي شاگردان چندان ارتباطي ندارد. به مسائل رواني، عاطفي و اجتماعي شاگردان کمتر توجه مي شود.

 روشهـاي آمــــوزش انفـــرادي

در اين نوع روشها، شاگردان بر حسب تواناييشان پيش مي روند. روحيه استقلال طلبي شاگردان در اجراي پروژه هاي کوچک و بزرگ تقويت مي شود. اولين و اساسي ترين گام در راه تحقق چنين هدفي پذيرفتن مفهوم شاگرد محوري در طراحي و آموزش است.

 اهداف آموزش انفـــرادي:

1- رعايت تفاوتهــــاي فـــــردي:

اگر در کلاس تفاوتهاي فردي در نظر گرفته نشود، خستگي، انزجار و تنفر از فعاليت آموزش تقويت خواهد شد.

2 - رشد استقلال در عمل و يادگيـــــري:

دانش آموزان در آموزش انفرادي روش آموختن مستقل مي گيرند، يعني ياد مي گيرند که چگونه ياد بگيرند.

3 - عادت به مطالعــــه:

در اين روش شاگردان معلومات بيشتري را کسب مي کنند. کسب معلومات بيشتر، رضايت از فعاليت هاي آموزش را فراهم مي کند و در اثر ادامه فعاليت شاگرد به مطالعه عادت مي کند.

4 - ايجاد مهارت در مطالعه: رابينسون روش SQ3R را پيشنهاد کرده است:

الف) مطالعـــــه اجمالــــي:

يعني مطالعه عناوين و يادآوري، اطلاعات گذشته. (Survey)

 ب) ســـــؤال :

ايجاد سؤالهايي در ذهن، يعني برگرداندن عناوين کتاب به سؤالهايي که احتمالاً پاسخ آنها بايد داده شود.(question)

 ج) مطالعــــه (خـــــواندن):

يعني قرائت دقيق متن براي يافتن پاسخ سؤالات (read)

 د) از بـــرخواندن :

يعني تلاش براي يافتن پاسخ هاي دقيق تر موالات، بدون استفاده از کتاب.(rectie)

 ه) بازنگـــــري :

يعني مرور يادداشت ها و به يادآوردن نکات مهم (review)

 5- مطالعـــــه خود هدايت شده و مستقل :

هر گاه هدف هاي فعاليتهاي آموزشي براي شاگردان با ارزش تر باشد، يادگيري بارزتر مي شود و شاگردان را در انجام کار منظم تر مي سازد، در اين روش ياد مي گيرد که خود کنترل باشد. از نکات ديگر مي توان به يادگيري تا حد تسلط اشاره کرد. در اين روش شاگرد آنقدر به مطالعه و امتحان ادامه مي دهد تا در يادگيري به سطح قابل قبولي برسد. معيار قابل قوبل معمولاً 80 الي 90 درصد پاسخ صحيح است. 

 يادگيــــري تا حد تسلط:

براساس اين نظريه، يادگيري و پيشرفت تحصيلي فراگيران به طور وسيعي با زمان يادگيري بستگي دارد.(کارول ،1963) به عقيده کارول شاخص اصلي استعداد تحصيلي شاگردان ، زمان است. در يادگيري تا حد تسلط اگر روش تدريس مطلوب و عالي باشد، وقت کمتري نياز خواهد بود و استعداد هر فرد در اين روش نقش بسزايي دارد. بلوم معتقد است مهارت يادگيري در حد تسلط روي مفهوم خود، شاگردان اثر مي گذارد. شاگردان به ارزش و کفايت خود پي مي برند و اين روش ، يکي از قويترين منابع سلامت روحي است. در اين روش معلم سعي مي کمند روشهاي آموزش خود را براساس تفاوت هاي فردي تنظيم کند. 

 تدريس خصـــــوصي:

اساس کار در اين نوع آموزش، توجه به زمينه ها، علايق و تواناييهاي شخصي شاگردان است. در اين روش، معلم بايد به يک مجموعه عوامل تقويت کننده مثبت مجهز باشد. هر شاگرد بايد با خودش مقايسه شود. جلسات آموزش، بايد به اندازه کافي کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش، خسته و بيزار يا متنفر نشود. محيط آموزشي بايد راحت، همراه با تفريح و مناسب با من و وضعيت تحصيلي فرد سازماندهي شود. 

 آمـــوزش بــــرنامه اي programmed instruction:

يک نظام آموزش انفرادي است که کوشش مي کند يادگيري را با نيازهاي شاگردان، هماهنگ سازد. در اين روش، مواد آموزشي به واحدهايي کوچک تقسيم مي شود که چهارچوب يا گام ناميده مي شود. اين گام ها براساس دانش قبلي شاگرد و تنظيم شده است. هر گام دانش آموز را به هدف نهايي نزديک مي سازد. از نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامه اي به دو صورت خطي يا شاخه اي عرضه مي شود. در آموزش برنامه اي خطي، شاگرد بايد تمامي گام ها را مطالعه کند و قدم به قدم پيش رود و براي درک مطلب، شاگرد بايد تمامي گامهاي قبلي را با دقت مورد مطالعه قرار دهد. گامها بايد کوتاه باشند. بازخورد بي درنگ داده شود. در برنامه شاخه اي دانش آموز براساس توانايي خود اين آموزش را دنبال مي کند يعني اگر بعد از هر گام به سؤال پاسخ صحيح بدهد به صورت خطي پيش مي رود و در صورت دادن پاسخ غلط به گامهاي جبراني سوق داده مي شود. که هدف از گامهاي جبراني، اين است که شاگرد با دريافت مطالب اضافي، اشتباه خود را تصحيح کند و در آموزش برنامه اي شاخه اي ، همه دانش آموزان تمام قسمتهاي برنامه را نمي خوانند. در اين نوع آموزش نقش معلم، تهيه هدف هاي آموزش ، آشنايي با مواد و تجهيزات آموزشي، رسيدگي به فرد فرد شاگردان و ارزش يابي برنامه آموزش خواهد بود.

 

بررسی آزمون

سنجش وارزشيابی

محاسن و معايب دو نوع آزمون‌

۱-صحيح- غلط

به‌طور كلي مي‌توان محاسن اين آزمون‌ها را به شرح زير فهرست كرد:

1-    بيان موضوع‌هاي درسي در قالب عبارت‌هاي ساده؛

2-    سادگي تهيه؛

3-    عيني بودن تصحيح جواب‌ها؛

4-    قابليت پاسخگويي آزمون‌شونده به تعداد زيادي سؤال در هر جلسه‌ي امتحان.

 

به‌رغم محاسن بالا،

 آزمون‌هاي صحيح- غلط را از جهاتي مورد انتقاد قرار داده‌اند و ايرادهايي به آن‌ها وارد كرده‌اند. ايرادهاي وارده به اين آزمون‌ها را مي‌توان به شرح زير برشمرد:

1-   اين آزمون‌ها اغلب براي سنجش اطلاعات جزيي و كم‌اهميت به‌كار مي‌روند.

2-   حدس زدن كوركورانه در آن‌ها خيلي زياد دخالت دارد.

3-   كاربرد زياد آن‌ها سبب تأكيد بي‌مورد بر حفظ طوطي‌وار اطلاعات كم‌اهميت مي‌شود.

4-   آن‌ها بيشتر براي سنجش هدف‌هاي سطح پايين مفيداند و توانايي‌هاي پيچيده‌ي سطح بالا را اندازه نمي‌گيرند.

 ۲-چندگزينه‌ای

 

آزمون چند گزينه‌ا ي شامل تعدادي سؤال است كه هريك از آن‌ها از يك قسمت اصلي و تعدادي گزينه (پاسخ) تشكيل مي‌شود و آزمون‌شونده از ميان گزينه‌هاي پيشنهادي، گزينه‌ي صحيح را انتخاب مي‌كند.

 

قسمت‌هاي مختلف سؤال چندگزينه‌اي

1-   قسمت اصلي يا تنه‌ي سؤال. اين بخش، متن اصلي سؤال را تشكيل مي‌دهد و دربرگيرنده‌ي مسأله يا موضوعي است كه سؤال بايد آن را اندازه‌گيري كند.

2-   گزينه‌ي درست يا پاسخ سؤال. يكي از گزينه‌هاي پيشنهادي پاسخ درست سؤال است كه آزمون شونده بايد آن را برگزيند. به اين گزينه، گزينه‌ي كليد[9] گفته مي‌شود.

3-   گزينه‌هاي انحرافي[10]. به‌غيراز گزينه‌ي درست سؤال، تعدادي گزينه‌ي ديگر نيز براي هر سؤال تهيه مي‌شود كه به آن گزينه‌هاي انحرافي مي‌گويند. نقش اين گزينه‌ها منحرف كردن آزمون‌شوندگاني است كه پاسخ درست سؤال را نمي‌دانند.

تعداد گزينه‌هاي سؤال‌هاي چندگزينه‌اي (گزينه‌ي درست و گزينه‌هاي انحرافي) از 2 تا 5 متغير است. از لحاظ نظري، هرچه تعداد گزينه‌ها بيشتر باشد، امكان حدس زدن كمتر است. اما به سبب اين‌كه پيدا كردن بيش‌از سه پاسخ انحرافي كار دشواري است، آزمون‌هاي چند گزينه‌اي كه در آن‌ها امكان حدس زدن جواب درست يك در چهار است، شهرت بيشتري كسب كرده است.

 

انواع سؤال‌هاي چندگزينه‌اي

سؤال‌هاي چند گزينه‌اي به سه دسته‌ي زير تقسيم مي‌شود:

1-   نوع تنها گزينه‌ي درست. اين نوع سؤال ساده‌ترين نوع سؤال‌هاي چندگزينه‌اي است. در اين نوع سؤال تنها يكي از گزينه‌ها درست است و بقيه‌ي گزينه‌ها كاملاً غلط هستند.

2-   نوع بهترين گزينه. در اين نوع، همه‌ي گزينه‌ها درست است، اما يكي از آن‌ها از همه درست‌تر يا بهتر است.

3-   نوع منفي. در اين نوع سؤال، تنه‌ي سؤال به صورت منفي بيان مي‌شود و همه‌ي گزينه‌ها به‌جز يكي از آن‌ها درست است.

 

محاسن آزمون‌هاي چندگزينه‌اي

آزمون‌هاي چندگزينه‌اي تمام محاسن آزمون‌هاي صحيح- غلط و جوركردني را دارند. علاوه بر آن، اين آزمون‌ها قادر به اندازه‌گيري غالب بازده‌هاي يادگيري از دانش گرفته تا فهميدن، قضاوت كردن، حل مسأله، ارايه‌ي پيشنهادهاي عملي و پيش‌بيني امور هستند. تقريباً هرگونه درك و فهم يا توانايي را كه بتوان با آزمون‌هاي ديگر كوته‌پاسخ، كامل كردني، صحيح غلط، جوركردني يا تشريحي اندازه گرفت، مي‌توان با آزمون‌هاي چندگزينه‌اي سنجش كرد.

به‌طور كلي محاسن آزمون‌هاي چندگزينه‌اي را مي‌توان به شرح زير بيان كرد:

1-   اين آزمون‌ها از ساير آزمون‌هاي عيني، انعطاف‌پذيرترند. آنها علاوه بر دانش، توانايي استدلال، قضاوت و بسياري بازده‌هاي مهم ديگر يادگيري را مي‌سنجند.

2-   با استفاده از سؤال‌هاي چندگزينه‌اي مي‌توان در يك زمان محدود تعداد زيادي از هدف‌هاي آموزشي و بخش مهمي از محتواي درس را اندازه‌گيري كرد.

3-   آزمون‌هاي چندگزينه‌اي نسبت به آزمون‌هاي صحيح- غلط كمتر امكان حدس زدن كوركورانه را به آزمون‌شوندگان مي‌دهند.

4-   پاسخ‌هاي اين سؤال‌ها به سادگي و با عينيت كامل قابل تصحيح هستند.

5-   دانش‌آموزان و معلمان اين نوع آزمون‌ها را به ساير آزمون‌هاي عيني ترجيح مي‌دهند.

6-   اگر گزينه‌هاي انحرافي اين آزمون‌ها با توجه به اشتباهات و كج‌فهمي‌هاي متداول دانش‌آموزان تهيه شوند، منبع بسيار مناسبي براي تشخيص مشكلات دانش‌آموزان خواهند بود.

 

معايب آزمون‌هاي چندگزينه‌ای

آزمون‌هاي چندگزينه‌اي از چند نظر مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. ما در اين‌جا اين انتقادها را به‌عنوان معايب آزمون‌هاي چندگزينه‌اي ذكر مي‌كنيم.

1-   ساختن اين آزمون‌ها بسيار دشوار است. معلمان غالباً نمي‌توانند تعدادي گزينه‌ي انحرافي خوب براي سؤال‌هاي چندگزينه‌اي انتخاب كنند.

2-   معلمان اغلب سؤال‌هاي چندگزينه‌اي را در حد سنجش اطلاعات جزيي و كم‌اهميت مي‌نويسند. البته اين ايرادي است كه به همه‌ي آزمون‌هاي عيني از جمله آزمون‌هاي چندگزينه‌اي مي‌گيرند.

3-   در مقايسه با آزمون‌هاي صحيح- غلط، خواندن اين آزمون‌ها و پيدا كردن گزينه‌ي درست مستلزم صرف وقت زيادتري است.

4-   زماني كه به پاسخ‌هاي غلط نمره‌ي منفي داده مي‌شود، دانش‌آموزاني كه خطر مي‌كنند، از ساير دانش‌آموزان نمره‌هاي بهتري مي‌گيرند. هم‌چنين دانش‌آموزاني كه در پاسخ دادن به اين‌گونه سؤال‌ها باتجربه هستند، از ديگر دانش‌آموزان نمره‌هاي بهتري كسب مي‌كنند.

5-   دانش‌آموزان قوي بيش‌از دانش‌آموزان معمولي قادر به پيدا كردن اشكالات، پيچيدگي‌ها و نظرگاه‌هاي واگرا (غيرمعمولي) در سؤال‌ها هستند. اما از آن‌جا كه تنها يك پاسخ صحيح در سؤال وجود دارد، بابت اين تيزبيني‌هاي خود نه‌تنها تشويق نمي‌شوند، بلكه با دادن جوابي كه مورد نظر طراح سؤال نيست، ممكن است تنبيه هم بشوند.

قواعد تهيه‌ي آزمون‌هاي چندگزينه‌اي

در اين‌جا خلاصه‌اي از قواعد تهيه‌ي اين آزمون‌ها را در قالب 21 پرسش ذكر مي‌كنيم:

1-   هر سؤال به روشني موضوع مورد نظر را بيان مي‌كند؟

2-   موضوع اصلي سؤال در تنه‌ي سؤال قرار گرفته است؟

3-   مطالب تكراري گزينه‌ها در تنه‌ي سؤال قرار داده شده است؟

4-   هر سؤال يك موضوع مهم را اندازه مي‌گيرد؟

5-   گزينه‌هاي يك سؤال با هم تجانس دارند؟

6-   در هر سؤال تنها يك گزينه كه از همه‌ي گزينه‌ها بهتر است، وجود دارد؟

7-   در سؤال‌هايي كه براي سنجش فرايندهاي پيچيده‌ي ذهني نوشته شده، موقعيت‌هاي جديد  مطرح گردیده است؟

8-   گزينه‌هاي انحرافي آزمون شوندگان بي‌اطلاع از موضوع را به خود جلب مي‌كنند؟

9-   گزينه‌هاي هر سؤال از نظر دستوري و جمله‌بندي با تنه‌ي سؤال مطابقت دارند؟

10- از كاربرد اشاره‌هاي نامربوط خودداري شده است؟

11- در سؤال‌هاي منفي زير عبارت منفي خط كشيده شده است؟

12- از كاربرد منفي مضاعف در نوشتن سؤال‌ها خودداري شده است؟

13- از كاربرد عباراتي نظير «همه‌ي آن‌ها» و «همه‌ي آن‌چه در بالا گفته شد» خودداري شده است؟

14- سؤال‌ها مستقل از يكديگر هستند؟

15- از طرح سؤال‌هاي گمراه كننده اجتناب گردیده است؟

16- از كاربرد دو گزينه‌ي متضاد كه يكي از آن‌ها درست است، خودداري شده است؟

17- طول گزينه‌ي درست در سؤال‌هاي مختلف متغير است؟

18- محل گزينه‌ي درست در ميان گزينه‌هاي انحرافي به‌طور تصادفي انتخاب شده است؟

19- سؤال‌ها در حد درك و فهم آزمون‌شوندگان هستند؟

20- گزينه‌ي «هيچ‌کدام» حتي‌المقدور كم مورد استفاده قرار گرفته است؟

21- جاي خالي در انتهاي تنه‌ي سؤال قرار گرفته است؟